یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۳

عشرت شايق را بهتر بشناسيم

عشرت شايق را بهتر بشناسيم

به گفته خانوم شايق اگر 10 نفر از زنان خياباني را اعدام كنيم ديگر زن خياباني وجود نخواهد داشت خانومي كه هيچ دردي ندارد و به خاطر رابطه خود با استاندارنماينده تبريز شد آن هم در دور دوم و معلوم نيست كه خودش شايد سر كرده يكي از خانه هاي عفاف يا كعبه ايراني باشد از همه معذرت مي خواهم ولي حق اين زن جندگي است شايد آن هم برايش زياد باشد
وقتی از جنایتکار بودن این رژیم حرفی گفته می شود بی دلیل نیست .بررسی اعمال و رفتار رژیم و نخوه جایگزین کردن نیرو های غیر بومی در استان ها و مراکزاستانها و شهر های بزرگ شیطانی بودن این رژیم و اعمال وی بر همگان مسجل می شود.
افراد غیر بومی (آنهم طرفداران خمینی با آن سوابق درخشان !!!)در شهرستانهای دیگر این مزیت را دارد که اولا مامور فوق شناخته شده نیست و خیلی گمنام می باشد.
در مرحله بعدی نسبت به اعمال و رفتار غیر انسانی و اجرای دستورات مافوق هر چه باشد ولو جنایت محض به شهروندان و مردم آن شهر بی هیچگونه تعلل و ترحم و
تفکری از انجام این اوامر ابا نداشته و ندارند.
و سایر رفتار های غیر اخلاقی و انسانی که بخاطر رعایت خرمت قلم از بازگوئی آنها امتناع میکنم.
در اوج قساوت رژيم زمانی که صادق خلخالی های!!! جديدی پيدا شده بودند تا داس مرگ و عقده نهانی اين پير مريض !!!را بدون وقفه بکار اندازند.آریزمانی که دسته دسته از جوانهای اين مرز بوم فقط بخاطر داشتن عقائد نه عمل و يا هواداری از سازمانها و گروههاو..... مخالف رژيم
به جوخه های اعدام سپرده می شدند.


اما در تبريز ما

در خيابان مارلان ايستگاه غياث(قياس)حمام است که الان متروکه می باشد.صاحب اين حمام به هيت عزاداران عجم خيابان تبريز متعلق به يزدانی رئيس زندان تبريز می باشد رفت وآمد داشت.در يکی از جلسات يزدانی از صاحب اين حمام (که فعلا اختلال حواس پيدا کرده يا بهتر بگم کرده اند)را به گوشه چايخانه می برد و پيشنهاد کثيف و مسلمان پسند!!! خود را مبنی بر کرايه حمام برای چند روز !!به قيمت 200000ريال (آنزمان قيمت پيکان سواری 300000 ريال بود)به وی ارائه می دهد و اين کار را برای رضای پيامبر وامام !!وخدا می خواهد .در آن شب بيش از 3 مينی بوس زندان حامل دختران که بايستی فردا اعدام بشوند به همراه يک پيکان سواریويک اتوبوس مامور مسلح کميته چی و وارد حمام می شوند قضيه از اين قرار بود که بر طبق فتوی بت کبير (خمينی) و شيعه !!!و اسلام!!!اعدام دختر باکره جايز نيست چرا که به بهشت می روند و بايستی قبل از اعدام دختر باکره نباشد.!!!!!!!
اين دختران اغلب هوادار سازمان مجاهدين خلق وکمونيست کارگریوفدائی خلق اقليت و...بودند و حاملين پيکان سواری کسی نبود جز خانم عشرت شايق اهل بم ويزدانی و گن جعفراين همان خانم عشرت شايق نماينده انتسابی تبريز است که با 5000 رای آنهم ساختگی در مرحله دوم با توجه به داشتن روابط غير اخلاقی با استدار سابق آذربايجانشرقی عبدالعلی زاده و حمايت وی به مجلس رژيم رفته.وبه آسانی همچون بت کبير!فتاوی می دهد.
همسر دوم وی ملا زبردست است که در سپاه پنجم کار می کند و جانباز است.
خلاصه کار ايشان اين بود که تائيد می کرد دختران بدبخت هنوز باکره هستند يا نه اگر وی تائيد می کرد دوباره دسته دسته سوار مينی بوس کرده و راهی قتلگاه خود می شدند به آسانی گويا از اول نبودند و اما دوستان عزيز و خوانندگان گرامی باور کنيد وقتی اين مطالب را می نوشتم بغض گلويم را گرفته بود . و از اينکه حرمت قلم را شکستم بخصوص از خانواده های هميشه داغدار اين فجايع صميمانه عذر خواهی می نمايمچه کنم که ايران و ايرانی برای من از جانم عزيز تر است و بگذار آنها ی بترسند که دروغ می
گويند و جنايت می کنندو ننگ ابدی را هميشه به جايگاه ابدی خود اگر چه آراسته از طلا باشد مي برند

آيا ايرانی سزاوار اين رژيم بود ؟ پس برای چه

شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۳

آيازن در اسلام ارزش دارد

آيازن در اسلام ارزش دارد ؟. آيا ديه زن نصف مرد نيست؟ آيا در اسلام بدون اجازه شوهر حق دارد بيرون از خانه رود .آيا بردگي در اسلام حذف شده؟ آيا كنيز انسان نيست كه حتي حق مساوي با زن را ندارد .زني كه خود حق برابر با مرد را ندارد. مرد حق گرفتن چهار زن دارد . مرد حق طلاق دارد . مرد طبق آيه قرآن ميتواند زن را تنبيه و بزند. وووو.... آيا دموكراسي اين چنين است . اگر پاسخ كسي خواست بدهد لطفاً با مدرك باشد . اگر كسي هم فكر ميكند اين سخنان بيجا ميباشد . بار ديگر خود آيات قرآن را مي آورم .
1- لطفاً آيه 50 سوره احزاب را بدون تفسير بگوييد آقاي شكرالهي و خانم شيرين عبادي اگر فكر ميكند اسلام با دموكراسي تنقض ندارد؟
گيست كه قبول داشته باشد .مردي 47 يا 48 ساله با دختري هفت ساله عقد زناشويي ببندد . كاريست انساني. حتي اگر آن شخص پيامبر باشد آيا حق دختر چه ميشود؟

نوشته شده توسط يكي از خرميان ايران

جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۳

فمنيسم و افزايش طلاق زنان تحصيلكرده

يک جامعه‌شناس گفت: در ميان زنان تحصيلکرده و روشنفکر کشور، پديده فمنيسم اصلي‌ترين عامل طلاق به شمار مي‌رود.




دکتر غلامرضا عليزاده در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب گفت: زنان روشنفکر ايراني که تحت تأثير فمنيسم قرار دارند و نوع بسيار بد آن يعني مرد ستيزي را فرا گرفته و فکر مي‌کنند منشأ تمام مشکلاتشان مردان هستند، برخوردها و چالش در خانواده‌ها را دامن مي‌زنند.




وي افزود: تغييراتي که در ساخت هرم سني و تحصيلي و ارتباطات جامعه در ميان مردان و زنان به وجود آمده، باعث شده که زنان احساس کنند که برابري آنها با مردان، حق حضانت و... در کشور به رسميت شناخته نمي‌شود و با مشاهده اين تمايزات و تضادها، اعتراض مي‌کنند و اين خود نيز از عوامل ديگر در فرايند طلاق است.




وي عوامل اقتصادي را مهم‌ترين علت طلاق دانست و خاطر‌نشان کرد: همچنين عوامل فرهنگي، اجتماعي، روان‌شناختي و اقتصادي، ازدواج‌هاي اجباري، قومي، قبيله‌اي، تفاوت هنجارها و الگوها در اجتماع و خانواده، تحول ارتباط و اطلاعات و... از جمله عوامل تآثيرگذار در به وجود آمدن طلاق در ميان خانواده‌هاي متوسط هستند.




عليزاده گفت: بر اساس آمارهاي موجود، يکي از هر 4 ازدواج صورت گرفته در کشور، در مقاطع ابتدايي زندگي به طلاق مي‌انجامد و بيشترين در‌خواست‌ها نيز از سوي زنان مطرح مي‌شود.

نقش زنان تبريزى در نهضت مشروطه

ايرنا: درجريان انقلاب مشروطيت که به سال ۱۲۸۵ هجرى شمسي روى داد و طي آن در۱۴ مرداد همان سال فرمان مشروطيت عليرغم ميل باطني از طرف محمدعلي شاه صادر شد، عوامل و عناصر مختلفي حضور و مشارکت داشتند که در اين ميان نقش زنان ميتواند تاثيرگذارترين و در عين حال ناشناخته ترين مورد باشد.
حاکميت مشروطه که به مثابه پوسته سياسي و اجتماعي نظام بورژوازى بود در عصر شکوفايي خود با شور وحرارت خاصي از مباني آزادى و دموکراسي جهت بيدارى و احقاق حقوق و شرکت زن در اين امور دفاع کرد.
در حقيقت نهضت مشروطه خواهي ايران که آذربايجان و تبريز در راس آن قرار داشته و نقش تعيين کننده‌اى ايفا ميکرد، باعث بيدارى زن ايراني از سرنوشت سياسي و اجتماعي خود شد که در اين راه علاوه بر مردان خود جامعه زنان نيز حضورى فعالانه داشت.
آشنايي با فرهنگ و تمدن جديد و نفوذ آن در جامعه ايران در دوراني که زن در جوامع غربي دوش به دوش مردان به حقوق مسلم و اوليه خود دست يافته بودند جزو عواملي بود که در به وجود آمدن احساس اينکه زن ايراني به عنوان يک انسان ميتواند در سرنوشت جامعه ، ابتکارات وابداعات خاصي داشته باشد تاثير گذار بود. چيزى که واقعيت تاريخ کشور ايران بوده است همواره مذکر بودن آن و اينکه زن جز گوشه خانه جايي در آن نداشته است ، ميباشد.
در جريان انقلاب مشروطه عده کثيرى از زنان آذربايجان در صحنه‌هاى مختلف مبارزاتي و کمک رساني شرکت داشتند که از جمله ميتوان به ايجاد کميسيون اعانه اشاره کرد که به اهداى جواهرات زنان اختصاص يافته بود.
در اين ميان براساس اطلاعات به دست آمده حداقل ميتوان به نام چهار تن از زناني که در نهضت مشروطه نقش داشتند اشاره کرد که در محله سرخاب تبريز زندگي ميکردند.
يکي از اين زنان "ربابه سيف السادات" نام داشت که به دليل علاقه مندى به مشروطه و ستارخان عليرغم ميل برادران مستبد خود جمعي از مبارزان راه مشروطه را در منزل خود پناه داده و مراقبت کرد.
اين بانوى آزادى‌خواه تبريز يکي از مبارزان مشروطه به نام رضازاده را در منزل پناه داد تا زماني که او را به طور پنهاني از منزل خارج ميسازند. بعدها مبارز مزبور خواستگار دختر ربابه خانم ميشود که اين درخواست به دليل خلط نشدن با خدمت به مبارزان مشروطه بي‌پاسخ ميماند.
بانوى ديگر تبريزى "بلقيس آذرطلعت" نام داشت که داستان وى با توجه به اينکه در انجمن غيبي زنان حضور داشت ، شگفت‌تر ميباشد.
در انجمن فوق که وظيفه عده‌اى در آن تهيه عروسک و اسباب بازى براى کودکان شهداى راه مشروطه بود به ابتکار بلقيس براى تزيين بيشتر عروسک‌ها و ناخن از پوکه‌هاى خالي استفاده ميشد.
در يکي از اين اقدامات که بلقيس به پاک کردن پوکه مشغول بود انفجارى روى ميدهد که طي آن دست و صورت وى به شدت آسيب ميبيند که آثار اين صدمه ديدگي تا پايان عمر با وى ميماند.
از ديگر چهره‌هاى مبارز زن در جريان انقلاب مشروطه از "عزت الحاجيه پسيان" ميتوان نام برد که ارتباط فاميلي با محمدتقي خان پسيان نيز داشت.
زندگي شرافتمندانه وى به خصوص در جريان قتل فرزندش به همراه حرف شنوى مبارزان انقلاب مشروطه در محله سرخاب از وى وجهه‌اى بسيار مردمي و منحصر به فرد به وجود آورده بود.
با وجود چنين زنان قدرتمند و وفادارى بود که با آگاهي از وضعيت دوران خود راه را براى شرکت فعال قشر زنان جامعه جهت دست يابي به حقوق حقه خود هموار کردند.
چيزى که نميتوان در جريان انقلاب مشروطه از آن چشم پوشي کرد درکنار وجود مردان غيرتمند آذربايجاني و تبريزى نوع فعاليت‌ها و اقدامات جامعه زنان اين خطه از ميهن است.